فرهنگی ، اجتماعی
اولين بانوي استاد فيزيك ايران در خانه سالمندان بسر مي برد
راه اندازی پایگاه اطلاع رسانی مشترک ایران و مالزی در زمینه زنان و خانواده
تاكید دولت بر استفاده كامل زنان شاغل از مرخصی های زایمان و شیردهی
جلوگیری از ورود زنان به حوزه مدیریت ، جامعه را دچار مشکل می کند
مديريت موثر ارتباطات اداري _اجتماعي
جنبه عاطفی ازدواج تاثیر بیشتری بر زنان دارد
اعتماد به نفس زنان خانه دار با ممانعت از فعالیت های اجتماعی کاهش می یابد
الف) سنتگرايی: ناسيوناليزم و ايرانیگرايی
ب) سنتگرايی: بنيادگرايی اسلامی و شيعهگری
اولين
بانوي استاد فيزيك ايران در خانه سالمندان بسر مي برد
خانم
دكتر "آلينوش طريان" اولين استاد زن دانشكده علوم(فيزيك) دانشگاه تهران، سن 82
سالگي را در يك خانه سالمندان در تهران سپري مي كند.دكتر طريان كه در بهمن ماه سال
گذشته در برنامه فرزانگان صدا و سيما به عنوان چهره هاي ماندگار مورد تقدير قرار
گرفت، دكتراي فيزيك ستارگان خود را از دانشگاه سوربن فرانسه اخذ كرد و به دنبال آن
اولين رصدخانه و تلسكوپ خورشيدي تاريخ نجوم كشور وابسته به مركز ژئوفيزيك دانشگاه
تهران را در سال 1338 در تهران بنيان گذاشت.براساس گزارشي كه يكي از اطرافيان اين
بانوي دانشمند پنجشنبه شب در اختيار ايرنا قرار داد، خانم طريان چندي پيش به دليل
وضعيت نامناسب جسمي، توسط فردي كه در سالهاي اخير از او مراقبت مي كرد، به خانه
سالمندان توحيد (وحدت) در ميدان توحيد منتقل شده است.اين در حالي است كه خانم
طريان، با توجه به وضعيت جسمي نامناسب، براي مداوا و مراقبت نياز به توجه و بستري
شدن در يك بيمارستان دارد.خانم دكتر طريان هيچگاه ازدواج نكرده و فاقد خويشاوند
نزديك است.
راه اندازی پایگاه اطلاع رسانی مشترک ایران و مالزی در زمینه زنان و خانواده
راه اندازی
پایگاه اطلاع رسانی مشترک ایران و مالزی در زمینه زنان و خانواده و تبادل نظر در
مورد فعالیت ها و برنامه هایی که در این زمینه بین دو کشور انجام می شود ، از
جمله مفاد تفاهمنامه همکاری دو جانبه ایران و مالزی است. ایران و مالزی تفاهمنامه
ای در ۹ بند ، در زمینه همکاری در بخش های بهداشت ، رسانه ، کارگاه های آموزشی و
توسعه سطح روابط و همکاری های مشترک در بخش زنان و خانواده امضا کردند. زهره طبیب
زاده ، مشاور رئیس جمهوری در حاشیه مراسم امضا این تفاهمنامه در جمع خبرنگاران
گفت: کشور دوست و مسلمان مالزی زمینه مشترک زیادی برای توسعه همکاری در بخش های
مختلف با جمهوری اسلامی ایران دارد. وی افزود: این تفاهمنامه به منظور توسعه
همکاری های دو کشور در امور زنان و خانواده و در پی نشست های مقدماتی که قبلا برای
امضا این تفاهمنامه بین دو کشور برگزار شده بود ، نهایی و امضا شد. طبیب زاده
اظهار داشت: محورهای تفاهمنامه در زمینه برگزاری کارگاه های آموزشی در زمینه
کارآفرینی و سایر اشکال فعالیت های درآمدزا بین سازمان های مردم نهاد ایران و
مالزی است که طی ۶ ماه آینده این تبادل اطلاعلات انجام میشود.
وی تصریح کرد: راه اندازی پایگاه اطلاع رسانی مشترک به صورت دو جانبه در زمینه
زنان و خانواده و تبادل نظر در مورد فعالیتها و برنامه های که در این زمینه بین دو
کشور انجام می شود ، از بندهای این تفاهمنامه است. رئیس مرکز زنان و خانواده نهاد
ریاست جمهوری ، برگزاری کارگاه های آموزش صنایع دستی از سوی جمهوری اسلامی ایران
برای طرف مالزیایی که علاقه مند به برگزاری این کارگاه های آموزشی هستند ، از دیگر
مفاد این تفاهمنامه است. وی تصریح کرد: این کارگاه های آموزشی طرف ییک سال آینده از
سوی ایران در کشور مالزی ایجاد می شود. طبیب زاده گفت: از دیگر مفاد این
تفاهمنامه تبادل شرکت کنندگان برای برگزاری دوره های مطالعاتی و تحقیقاتی در
زمینه زنان و خانواده است که این بند تفاهمنامه طی ۹ ماه آینده از سوی دو کشور
اجرایی خواهد شد.
مشاور رئیس جمهوری با اشاره به اینکه کارگاه های در زمینه IT و ITC به طور وسیع از
سوی دولت مالزی در این کشور برای زنان برگزار می شود، افزود: برگزاری این کارگاه
های مشترک از سوی طرف مالزیایی در کشور ایران از دیگر بندهای این تفاهمنامه است که
طی سال آینده عملیاتی خواهد شد. به گفته وی ، سازماندهی سمیناری متشکل از علمای
اسلامی و کارشناسان وزارت بهداشت و درمان به دعوت دولت مالزی به منظور تبادل نظر
در مورد ایدز و انتقال تجارب ایران در زمینه بهداشت باروری به طرف مالزیایی از دیگر
مفاد این تفاهمنامه است. مشاور رئیس جمهوری در امور زنان تصریح کرد: برگزاری کارهای
آموزشی در مورد زن، رسانه و مطبوعات که مقرر شد از سوی طرف ایرانی طی ۶ ماه آینده
اجرایی شود ، نیز از جمله مفاد تفاهمنامه دو کشور ایران و مالزی است.
خانم شهریزاد عبدالجلیل ، وزیر امور زنان مالزی نیز در این خصوص گفت: زنان ایرانی با هوش سرشار در عرصه های مختلف ، نقش موثری در توسعه و رشد کشور دارند و در واقع زنان یکی از غنی ترین دستمایه های کشور محسوب می شوند. وی تصریح کرد: این توانمندی در دنیا شناخته شده نیست و باید توان و قدرت مشارکت و فعالیت زنان ایرانی و مسلمان در عرصه های مختلف به دنیا معرفی شود. وزیر امور زنان مالزی تصریح کرد:با توجه به اهتمام دولت مالزی برای توسعه روابط و سطح همکاری ها میان زنان جهان اسلام ، امضا این تفاهمنامه میان دو کشور ایران و مالزی به عنوان کشورهای مهم و مسلمان منطقه ، نقش موثری در تحقق این خواسته دارد
تاكید دولت بر استفاده كامل زنان شاغل از مرخصی های زایمان و شیردهی
رئیس مركز
امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری، گفت :هیات وزیران در مصوبه ای كلیه
وزارتخانه ها ، سازمان ها و شركت های دستگاه های اجرایی را ملزم نمود مراقبت لازم
جهت استفاده كامل زنان شاغل از مرخصی های زایمان و شیردهی را اعمال نمایند .
به نقل از دبیرخانه شورای اطلاع رسانی دولت، زهرا طبیب زاده مشاور رئیس جمهور
،اظهار داشت: براساس این مصوبه كه بیست و یكم آذرماه از سوی معاون اول رئیس جمهور
برای اجرا به دستگاه های اجرایی ابلاغ شده است كلیه وزارتخانه ها، سازمان ها و شركت
های دولتی ملزم به اعطای مرخصی كامل زایمان و مرخصی شیردهی براساس قوانین و مقررات
مربوط می باشند . وی اضافه كرد: براساس این مصوبه دستگاه های یاد شده موظفند در
قراردادهای منعقده با شركت های طرف قرارداد رعایت موارد یاد شده را لحاظ نمایند
.مشاور امور زنان رئیس جمهور تاكید كرد : كلیه شركت ها وبنگاه های اقتصادی دولتی
نیز ملزم به رعایت نكات یاد شده می باشند .
رئیس مركز امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری،در پایان یادآور شد ، براساس این
مصوبه كه با شماره ۱۱۸۳۳۷/ت ۳۵۰۰۰ هـ ابلاغ شده است ،اعطای مرخصی های یاد شده نباید
تاثیر منفی در استخدام و ارتقای شغلی زنان داشته باشد.
جلوگیری از ورود زنان به حوزه مدیریت ، جامعه را دچار مشکل می کند
محمد باقر
قالیباف شهردار تهران با اشاره به کمبود امکانات برای حضور پر رنگ زنان در عرصه های
مختلف اجتماع ، تصریح کرد: در هر زمینه ای که امکانات و شرایط مساوی برای مردان و
زنان وجود داشته ، عملکرد و تاثیرگذاری زنان بیشتر بوده است. دو سوله چند منظوره
واقع در پارک بعثت و میدان بهمن روز گذشته با حضور شهردار تهران افتتاح شد. دکتر
محمدباقر قالیباف در مراسم افتتاح ۲ سوله چند منظوره اظهار داشت: سوله های چند
منظوره تهران که ۱۲۰ مجموعه هستند در زمان بحران و وقوع حوادث طبیعی ۱۷ مورد کاربری
دارند و در حالت عادی نیز ۱۴ کارکرد عمده خواهد داشت.
وی افزود: یکی از کارکردهای مهم این سوله ها در حالت عادی مورد استفاده قرار گرفتن
آنها به عنوان سالن های ورزشی بانوان است. شهردار تهران درادامه اظهاراتش تصریح
کرد: اگرچه زنان ۵۰ درصد جامعه را تشکیل می دهند اما حضورشان در عرصه های مختلف و
تاثیرگذاری شان قابل قیاس با مردان نیست.قالیباف خاطرنشان کرد: در هر زمینه ای که
امکانات و شرایط مساوی برای مردان و زنان وجود داشته ، عملکرد و تاثیرگذاری زنان
بیشتر بوده است. وی ضمن اشاره به اینکه در عرصه علم و دانش ، زنان گوی سبقت را از
مردان ربوده اند ، گفت: در حوزه مدیریت نقش زنان چندان پررنگ نیست وباید هرچه سریع
تربه این حوزه وارد شوند زیرا درغیر این صورت درآینده نزدیک جامعه دچار مشکلات
زیادی خواهد شد.قالیباف ، افتتاح ۹۰ سالن ورزشی برای بانوان را حرکتی بزرگ دانست و
اظهار داشت: هیچ چیز نباید باعث عدم تحرک بانوان شود به همین دلیل باید همه زمینه
ها را برای ورزش و فعالیت های جسمانی آنان فراهم سازیم.
وی همچنین گفت: سلامت و تندرستی بانوان ، نشاط را برای آنها، خانواده شان و در
نهایت جامعه به دنبال خواهد داشت.
مديريت موثر ارتباطات اداري _اجتماعي
اين سوال كه يك مدير بايد داراي چه ويژگيهايي باشد تا بهطور موثر عمل كند، يكي از دل مشغوليهاي هميشگي سازمانهاي مختلف از جمله پست و نهايتا دانشمندان علم مديريت است.
ارتباطات اداري مهمترين بخش كار يك سرپرست را تشكيل ميدهد. طبق نتايج تحقيقات به عمل آمده، سرپرستان ارشد حدود 90% وقت خويش را صرف برقراري ارتباط مينمايند. در هيچ يك از سطوح ديگر مديريت اين مقدار از زمان صرف ارتباط نميشود.
مراوده مدير با كارمندان اين امكان را بهوجود ميآورد تا سرپرست، به اطلاعات ارزشمند و وسيعي از نيازهاي كارمند، الگوهاي رفتاري آنان، چالشهاي در پيش رويشان و نيز روابط اجتماعي و غيررسمي دست يابد. نقش اين اطلاعات در عملكرد سازمان و نيز جو و شرايط رفتاري كارمندان، كليدي و حساس ميباشد. ارتباط ضعيف يكي از دلايلي است كه كارمندان را به اشخاص ثالث سوق ميدهد.
شركتهاي مختلف ميزان زيادي از زمان و سرمايه را صرف برقراري ارتباط با مشتريان خود، رقابت و جلب آراي عمومي مينمايند، اما متاسفانه توجه و هزينه اندكي را صرف ايجاد ارتباط با كارمندان خويش مينمايند. بسياري از شركتها، ارتباط با كارمندان را در حد مسافرت گروهي پرسنل، تيم فوتبال و يا ميهمانيهاي رسمي خود مينگارند. حتي شركتهايي كه بهدليل برنامههاي ارتباطي پيشرو و مترقي خويش از شهرت خاصي برخور دارند، غالبا بر روشهاي ارتباطي نظير، جلسات از راه دور، خبرنامههاي پرزرق و برق و پيامهاي ماهوارهاي تاكيد ميورزند، تا ارتباط رو در رو و گام به گام درون سازمان. به ياد داشته باشيم كه ارتباطات موثر يك مسئوليت تمام وقت سرپرستان بهشمار ميآيد. سرپرستان، مسئول ايجاد ارتباط در دو سطح مختلف ميباشند. اول آنكه، اقدام به برقراري جريان ارتباطات سازماني نموده و سپس اقدام به اجرا و پياده نمودن مهارتهاي مربوط به ارتباط بين فردي ميكنند. اين دو ارتباط، به يكديگر وابسته و تاثيرگذارند. ارتباط سازماني جريان اطلاعاتي است كه توسط ساختار آن سازمان ديكته و ابلاغ ميگردد، در سازمان رسمي اين جريان در برگيرنده مديريت ارتباط به شكل صعودي، نزولي و نيز عرضي است، اما در سازمان غيررسمي، اين جريان در برگيرنده مديريت ارتباط بين فردي يا از فردي به فرد ديگر و مبتني برعرف است. ارتباط نزولي يا رو به پايين، شامل خط سنتي ارتباط از بالاترين ردههاي سازماني تا هر يك از سطوح پايينتر است و اين شكل از ارتباط نيازمند كنترل بسياري ميباشد، دليل آن هم، اين است كه امكان وقوع لغزش وخطا در هر سطحي وجود دارد سوء تعبير كارمندان اغلب يكي از اثرات جنبي و مخرب اين نوع ارتباط است. ارتباط در سطوح بالا، جريان اطلاعات از سطوح پايينتر سازمان به سطوح بالاتر آن ميباشد. همانند ارتباط در سطوح پايينرونده، ارتباط در سطح صعودي در هر مرحله و سطحي تسويه ميگردد. از آنجا كه ارتباط صعودي در سطح بالا، عرضهكننده اطلاعات ارزشمند جهت تصميمگيري ميباشد بايد بهدقت بر آن نظارت شود و مورد توجه قرار گيرد. اين نوع ارتباط هم به نفع كارمندان و هم به نفع سرپرستان ميباشد.
سومين شكل ارتباط سازماني، ارتباط جنبي يا رديفي و عبارت است از، جريان ارتباط بين اعضاء گروه كاري در سطح يكسان. ارتباط جنبي يا رديفي امكان هماهنگي بين فعاليتهاي گوناگون را فراهم ميسازد و در عين حال مشكلات خاص خود را نيز بههمراه دارد. يكي از مشكلات موجود در اين شكل از ارتباط مشكل كنترل ميباشد. رقابت بين كارمندان واحدها، سد راه توزيع اطلاعات موردنياز ميباشد. تخصص اگر چه علايق مشترك را كاهش ميدهد اما همزمان نياز به هماهنگي را افزايش ميدهد. اما كنش و واكنش بين همكاران زمينهساز حمايت روحي و اجتماعي است. مهمترين مزيت ارتباط به شكل جنبي جانشيني مناسب براي ارتباطات ضعيف نزولي يا صعودي است. زيرا با حذف موانع موجود بر سر راه ارتباط عمودي، امكان تبادل اطلاعاتي را فراهم ميسازد. ارتباط صعودي، نزولي و عرضي، مسيرهاي رسمي ارتباط سازماني ميباشد، مسير غيررسمي را شبكه ارتباطات غيررسمي يا شايعات مينامند. اين مسير شامل تبادل پيامها از طريقي است كه توسط ساختار رسمي سازمان مشخص نشده باشد. يعني، طرق و خطوطي كه ناشي از روابط اجتماعي بين كارمندان ميباشد، البته اين شبكه ارتباطات غيررسمي مزاياي خاص خود را داراست.
بهطوريكه هويت گروهي را بالا ميبرد و بهعنوان وسيلهاي جهت ارتباط صعودي عمل مينمايد. اگر اين روش به شكل موثر انجام پذيرد ميتوان از آن بهعنوان يك منبع با ارزش بهره جست.
عدم مديريت صحيح در بهكارگيري شبكه ارتباطات غيررسمي، اغلب نتايج اين ذهنيت اشتباه است كه شبكه ارتباطات غيررسمي، يك كارگاه توليد شايعه است، شايعات به نسبت معكوس ميزاني كه اطلاعات رسمي اطمينان بخش و رضايت بخش بهنظر آيند، در جريان ميباشند. با ارايه اطلاعات كافي و مناسب ميتوان از گسترش شايعات جلوگيري كرد .اين كار از طريق كانالهاي رسمي ارتباطي امكانپذير ميباشد. برخلاف اعتقاد همگاني شبكه ارتباطات غيررسمي به ندرت حاوي شايعات بياساس ميباشند، آنچه در اين شبكه، شايعات ناميده ميشود، استثنائات است نه قوانين. اين امر درمورد اطلاعاتي كه بحث برانگيز نيستند نيز صادقتر است كه در اينجا دقت عمل تا مرز90% هم ميرسد. شبكه ارتباطات غيررسمي، يك بخش طبيعي در هر سازمان است و اگر مديريت صحيح بر آن اعمال گردد، مزاياي بسياري خواهد داشت. از جمله ميتوان از اين شبكه در جهت انتقال و توضيح اطلاعات مهم به كارمندان استفاده نمود.
ارتباط بين فردي، فرآيندي ساده است كه از چهار عنصر تشكيل شده است. فرستنده، خود پيام، دريافتكننده يا گيرنده و باز خورد. شرايطي را كه باعث ميشوند كه اين ارتباط از تاثير لازم برخوردار نباشند، موانع مينامند. تعداد موانع موجود برسر راه فرآيند ارتباط بسيارند. مهمترين و معمولترين موانع عبارتند از: سر و صدا قطع كردن كلام ديگران، اصرار بيش از حد بر ارزشها و عقايد، عوامل بر هم زننده تمركز، جبههگيري، انتظارات تفسير شخصي از كلمات، فرضيات و احساسات. در مواجه با موانع ارتباطي، وظيفه سرپرست آن است كه اين موانع را تحت كنترل خود درآورد، هرچه پيام پيچيدهتر باشد اين وظيفه مشكلتر خواهد بود. مثلا زماني كه موضوع بحث شما عملكرد ضعيف، تعليق يا خاتمه همكاري ميباشد فرآيند ارتباط مشكلتر خواهد بود. راه حل كليدي،كنترل و حذف موانع، شناسايي و تشخيص پيامدها و انجام اقداماتي عليه آنها ميباشد، برخي اوقات اين كار را ميتوان از طريق تصديق و تاييد وجود موانع و برنامهريزي صحيح انجام داد. اما اغلب مواقع اين انجام ماهرانه برنامه است كه بايد روي آن حساب كرد تا بتوان به نتيجه دلخواه رسيد.
پنج روش كليدي جهت افزايش نفوذ مدير بر ارتباطات فردي عبارتند از:
v سازماندهي اطلاعات
v انطباق باروشهاي متفاوت ارتباطات
v گوش فرادادن
v آرايه بازخورد
v كنترل پيامهاي بدون كلام
سپيده گودرزي
كارشناس تعيين خط مشي و تدوين برنامههاي كلان
دفتر برنامهريزي و بودجه
شركت ارتباطات زيرساخت
جنبه عاطفی ازدواج تاثیر بیشتری بر زنان دارد
از نظر یک زن همسر به معنی امنیت ، حمایت ، قدرت و فرد صمیمی برای در میان گذاشتن احساسات و افکار است.
از نظر یک زن همسر به معنی امنیت ، حمایت ، قدرت و فرد صمیمی برای در میان گذاشتن
احساسات و افکار است.
به عقیده مشاوران خانواده از دید زن ؛ شوهر کسی است که با او می توان هر آنچه را با
دیگران حتی والدین و خواهر و برادر نمی توان تقسیم کرد در میان گذاشت و به معنی
واقعی کلمه شریک شد. در عین حال شوهر کسی است که پدر فرزندان اوست . پس نقش او در
هماهنگ ساختن این نقش ها بسیار است. به عبارت دیگر اکثر این نقش ها برای زن از نقطه
نظر احساسی حائز اهمیت است. اگر شوهر از این امر طبیعی آگاه نباشد و سعی نکند به
همسرش اطمینان خاطر دهد که زندگی مشترک آنان در اولویت است مشکلاتی برای زن ایجاد
خواهد شد. زن در افکار و روحیات خود دچار استرس و تنش شده و به تدریج به انواع
بیماری های جسمی و روحی هر چند خفیف دچار می شود.
وقتی او وابسته به شوهر باشد اما احساس راحتی و آرامش خاطر نکند از نظر امنیت به
ویژه امنیت مالی نیز احساس ناامنی خواهد کرد. هر چقدر هم زن به والدین ، خواهر و
برادر و دوستان و آشنایان نزدیک باشد وقتی احساس کند شوهرش از نظر روحی نزدیک به او
نیست احساساتی از قبیل خشم ، تاسف و نارضایتی بر او مسلط شده و به روحیه او حمله می
کند. حتی اگر بسیاری از افراد به او احترام بگذارند از آنجا که وقتی همسرش دور و بر
اوست احساس اعتماد به نفس بیشتری می کند با عدم این حضور نیز این احساس دچار ضعف می
شود ، پس احساس می کند نیاز به تایید و تحسین را از جانب افراد دیگری دریافت کند که
همین امر موجب بسیاری از دلسردی ها و دلزدگی ها از زندگی مشترک خواهد شد.
اعتماد به نفس زنان خانه دار با ممانعت از فعالیت های اجتماعی کاهش می یابد
چنانچه زنان خانه دار از توجه کافی و برخورد مناسب همسران خود برخوردار شوند و همچنین اجازه حضور در فعالیت ها و مشارکت های اجتماعی نیز داشته باشند در این صورت اعتماد به نفس آنان افزایش می یابد
چنانچه زنان خانه دار از توجه کافی و برخورد مناسب همسران خود برخوردار شوند و
همچنین اجازه حضور در فعالیت ها و مشارکت های اجتماعی نیز داشته باشند در این صورت
اعتماد به نفس آنان افزایش می یابد. دکتر غلامرضا علیزاده ، جامعه شناس در گفتگو با
خبرنگار مهر در خصوص عواملی که باعث افزایش اعتماد به نفس در زنان خانه دار می شود
، افزود: با توجه به اینکه زنان خانه دار بر اساس سنت بیشتر وقت خود را صرف امور
خانه و خانواده و همچنین رسیدگی به فرزندان خود می کنند در صورتی که مردان آنان را
درک نکرده و برخورد نامناسبی نیز داشته و مرتب به زنان سرکوفت بزنند باعث می شود تا
به مرور زنان اعتماد به نفس خود را از دست بدهند.
وی خاطر نشان کرد: احترام به عقاید و فکر زنان خانه دار و همچنین اطمینان همسران به
آنان نیز از عوامل ایجاد کننده اعتماد به نفس زنان محسوب می شود. این جامعه شناس
تاکید کرد: یکی از دلایلی که زنان خانه دار نسبت به زنان شاغل اعتماد به نفس کمتری
دارند این است که دارای ارتباطات ، اطلاعات و مطالعه کمتری هستند و به جای حضور در
اجتماع ، ابزار عقیده و مشارکت وقت خود را در محیط خانه می گذرانند. علیزاده گفت:
شک و بدبینی زمدان نسبت به همسران خود نیز از جمله عواملی است که باعث کاهش اعتماد
به نفس زنان و ایجاد استرس ، اضطراب و منزوی شدن آنها خواهد شد
پارادوکس سنت ومدرنيزم
زنان سنتی وزنان مدرن
يکی از مهمترين دغدغه های اساسی وبحران زای رويارويی سنت ومدرنيزم در ايران از همان بدو اوح کيری نوکرايی در ايران در عصر رضا پهلوی بويژه با وقوع پديده کشف ححاب ؛ تعامل يا تقابل ميان زن ومرد است. از همين رو در فرايند سکولاريزاسيون ونوکرايی در حوزه های عمومی وخصوصی ؛ راهيابی حکونکی برون رفت از تضاد های ميان زن ومرد يکی از مهمترين فراز های توسعه ای ايران امروز بشمار ميرود. در مطلب حاضر به شناسايی برخی از ابعاد اين تضاد وتمييز موقعيت پارادوکسيکال زنان در حامعه ايران اهتمام می شود:
۱. از نظر حمعيتی: اکثريت زنان ساکن در روستاها وبخش سنتی شهرها را زنان دينی يا سنتی تشکيل می دهند. از سوی ديکر هسته مرکزی زنان وابسته به طبقه متوسط ؛ ساکن در کلانشهر ها ودانش آموخته آموزش عالی را که در اقليت ميباشند زنان مدرن دربر ميکيرد. اين نسبت با کسترش شهرنشينی ؛ مهاحرت روستاييان به شهرها ؛ وفور درآمدهای ارزی بافروش نفت وطرح های توسعه احتماعی برنامه ريزی شده در زمان پهلوی دوم بتدريح تغيير کرده و اکثريت نسبی زنان سنتی رو به کاهش واقليت مدرن دربين آنان رو به افزايش نهاد .اين فرايند در سالهای پس از انقلاب باوحود عدم پيکيری از سوی سياستکذاران وبرنامه ريزانی که مبتنی بر باورهای سنتی ودينی درپی کاهش نقش وحضور زنان در حامعه بودند؛ به دليل نهادينه شدن برخی ساختارهای بنيادين آن در حامعه به روند رشد خود ادامه داده ودردهه هفتاد با ظهور وورود نسل نوحوان وحوان متولد شده در سالهای نخست انقلاب سطح مطالبات توسعه ای آنان رو به کسترش نهاد .
۲.از نظر سني: بخش مهمی از نسل ميانسال وسالخورده مناطق مسکونی روستايی وحاشيه شهری را زنان سنتی وبخش قابل توحهی از زنان ودختران تحصيلکرده وحوان ونوحوان نسل حديد يا نسل سومی ها وحهارمی ها يی که در پيش هستندرا زنان نوکرا تشکيل ميدهند. ساختار هرم سنی ايران در سالهای پس از انقلاب به دليل بی تدبيری سياستکذاران دولتی از يکسو وآحاد خانواده های ايرانی بویژه در بخش روستايی از سوی ديکر زمينه ساز بروز پديده ای بنام ورم حمعيتی شدند .اين ورم مشتمل بر آن نوزادانی است که در سالهای ۵۷-۶۷ يعنی انقلاب تا پايان حنک ؛ بدنيا آمده ودر طول دوران مختلف وارد سنين بالاتر شده و موحی از نوحوانان وحوانان را در برميکيرد که به دليل عدم برنامه ريزی دولت وملت ؛ تحت تاثير آموزه ها وفراورده های تکنولوژيهای ارتباطی نظير ويديو ؛ ماهواره ؛ اينترنت ومحصولات متعدد ديداری وشنيداری صنعت فيلم وسينما مطالبات نوينی را دنبال می کنند .
1.jpg)
۳. از نظر طبقاتی: بخش مهمی از زنان سنتی -دينی در ميان طبقات واقشاری مانند کشاورزان؛ کارکران غيرماهرونيمه ماهر؛ کارکنان بخش خدمات و از نظر شغلی در بين زنان خانه دار پراکنده هستند .از سوی ديکر نسبت مهمی از زنان نوکرا در ميان طبقه متوسط شهری؛ وکارکنان بروکرات وتکنوکرات دولتی وخصوصی؛ دانشکاهی قرار دارند.
۴.از نظر فکری ومعرفتی: زنان سنتی ودينی با موقعيتهای فوق ؛ عمدتا دربرکيرنده زنان مسلمان متعصب ؛ بيسواد وکم سواد ؛تقدير کرا ؛اطاعت وستم پذير از پدر وسپس شوهر ؛ تقليد کرا ؛ خرافی ومعتقد به حادو وحنبل و؛ معاد کرا ودنيا کريزهستند. ولی زنان نوکرا شامل زنان عمدتا آزاد انديش ؛ سکولار ودنيا کرا ؛ برابر خواه در مقابل مردان ؛ تحصيلکرده و دانشکاهی ؛ ظلم ستيز ؛ عقلکرا ؛ وغيردينی و دور از تعصبهای دينی وعرفی می باشند .
۵. از نظر سياسی: زنان کروه سنتی دارای خصايصی مانند تبعيت پذيری؛ بدون مشارکت ؛ فاقد بينش سياسی وپيروی از کيش های شخصيت وايدئولوژی های قالبی ومردخواهانه و هويتی در قالب امت هستند . در سوی ديکر زنان نوکرا از رويکردهای مشارکت حو ؛غير ايدئولوژيک واستقلال طلبانه ؛ آکاهی سياسی ؛ دمکرات وبرابر خواه ارمنظر حقوق احتماعی برخوردارند .
۶. از نظر احتماعی: زنان سنتی اغلب خانواده کرا ؛ قوم پرست ؛ منزوی وايزوله شده وغيراحتماعی ؛ خويشاوند کرا وعلاقمند به امور منزل ؛تزيين خودبرای مردان ؛شوهرداری وفرزندزايی هستند. برخلاف آنان زنان نوکرا غالبا حامعه کرا ؛ ملی کرا ؛ فرد کرا از نظر تعقيب حقوق احتماعی ؛ حمع کرا واتکا به هويت حمعی و برکنده از پوسته های تنک قوميت ؛ خانواده کرايی وخويشاوندسالاری هستند.
از نظر اقتصادی : زنان سنتی بدون درآمد؛وابسته به پدر يا شوهر ؛ بدون مهارت ودانش و زنان مدرن به دليل برخورداری از دانش ؛مهارت وتخصص دارای درآمد بوده واستقلال رای وعمل دارند
پديده مهاجرت نيروی انسانی از كشور كه محصول بعداز انقلاب بوده و در قبل از آن كليه جريانات خروح نيروی انسانی قابل بازگشت بوده ولذا از نظر مفهومی نمیتوان آنرا مهاجرت ناميد ، در عمق خود به عنوان يكی از مهمترين رخدادهای بعد از انقلاب دارای آثار و تبعات بالقوه مثبت و بالفعل منفی ميباشد. برآوردهای اوليه نشان ميدهد سالانه جمعيت كثيری اعم از نيروی انسانی نيمه ماهر- ماهر و متخصص از كشور خارج ميشوند. كوچ اجباری بسياری از صاحبان دانش و ثروت در سالهای نخست انقلاب و تداوم اين فرايند تا كنون جامعه بزرگی از ايرانيان در تبعيد بوحود آورده كه در فرايند توسعه ايران تاكنون غايب بوده اند. در اينجا با مروری بر وضعيت ايرانيان مقيم در ايالات متحده امريكا اهميت، نقش و تاثير آنان را ميتوان بيشتر دريافت:
1. براساس سرشماری سال ۲۰۰۰ در امريكا حدود ۳۳۸۰۰۰ نفر ايرانی در امريكا وجود دارد. صرف نظر از عدم صحت و دقت آمار مذكور ناشی از دلايل عديده ای از جمله خودداری ايرانيان از بيان مليت خود (به دليل تضاد دولت ايران با دولت امريكا و اشتهار دولت ايران به تروريزم)؛ از بين ايرانيان ساكن در امريكا ۵۷ درصد ايرانيان بالای ۲۵ سال دارای مدرك تحصيلی ليسانس و بالاتر هستند كه اين نسبت برای ساير جمعيت امريكايی ۲۴. ۴ درصد ميباشد. از اينرو ايرانيان مقيم امريكا در ميان ساير گروههای مهاجر ساكن در امريكا دارای بيشترين ميزان تحصيلكرده است. ايرانيان امريكايی ۵ برابر بيش از متوسط امريكاييان دارای مدرك دكترا ميباشد. از زاويه دیگر در بين ايرانيان دارنده مدرك فوق ليسانس و دكترای Ph.D نسبت مردان به زنان ۱.۸ و ۲. ۷ و همين نسبت در نرخ متوسط ملی امريكا به ترتيب (۱).۲.۳ ميباشد.
2.درآمد سرانه ايرانيان مقيم امريكا ۵۰ درصد بيشتر از متوسط ملی درآمد سرانه امريكاييان است. در مقايسه با ۱۲ درصد امريكاييان كه دارای درآمد سرانه ۱۰۰۰۰۰ دلار و بيشتر در سال هستند ۲۶ درصد ايرانيان مقيم امريكا دارای همين درآمد هستند. از سوی دیگر ارزش و قيمت متوسط خانه ايرانيان ۲.۵ برابر بيشتر از متوسط همين فاكتور در سطح ملی است. نسبت ايرانيانی كه در خانه هايی با بيش از يك ميليون دلار زندگی میكنند ۱۰ برابر بيشتر از متوسط همين شاخص در سطح ملی است. شواهد حاكی است ۲۰.۸ درصد ايرانيان مقيم امريكا در خانه هايی بابيش از ۵۰۰۰۰۰ دلار زندگی میكنند در حاليكه اين نسبت برای امريكاييان فقط ۳ درصد ميباشد.
3. ايرانيان مقيم امريكا دارای بيشترين ميزان حفظ هويت فرهنگی و درعين حال حذب در فرهنگ امريكاييان هستند. بطوريكه از يكسو در بين ساير گروههای مهاجر بيش از همه نسبت به حفظ زبان و سنن فارسی و ايرانی اهميت داده و حتی نسل دوم آنان نيز اين سنت را حفظ كردهاند. و از سوی دیگر بيشترين ميزان انطباق با فرهنگ كشور ميزبان را از خود نشان دادهاند بطوريكه بيش از ساير مهاجران زبان انگليسی را فراگرفته و تكلم میكنند. بيش از ۷۳ درصد آنان در خانه به دو زبان فارسی و انگليسی صحبت ميكنند. شواهد حاكی است ۴۲ درصد پدربزرگها و مادربزرگها هنوز با فرزندان خود زندگی كرده و به نگهداری از نوههای خود میپردازند و هنوز ساختار گسترده خانواده در بين آنان رواج دارد.
4. از سوی دیگر ايرانيان دارای بيشترين ميزان كارآفرينی بوده و با ايحاد بنگاههای اقتصادی به توليد ظرفيتهای شغلی پرداخته و عمدتا به مشاغل خدماتی و مديريتی آزاد و غيردولتی روی آوردهاند. برآوردها نشان ميدهد بيش از ۵۰۰۰ نفر بصورت قراردادی تمام و پاره وقت دارای مقام پروفسوری يا استادی در دانشگاههای امريكای شمالی هستند. درطول سالهای پس از انقلاب بيش از ۷۰۰۰ عنوان كتاب توسط ايرانيان در خارح از كشور منتشر شده است كه با ارقام داخل كشور قابل مقايسه است.
باوحوديكه آمار فوق گويای اين است كه بخش بزرگی از ايرانيان مقيم امريكا از وابستگان به دربار و از سرمايهداران و ملاكهای قبل از انقلاب هستند وليكن بنوبه خود بيانگر توان نسبی ايرانيان در دستيابی به توفيقات اجتماعی است كه متاسفانه در جامعه ايران فرصت اين پرورش را نيافته و به ديار دیگر شتافتهاند. آمارها نشان ميدهند سالانه قريب ۳ ميليارد دلار سرمايه توسط ايرانيان از كشور خارج و به ممالك دیگر بويژه دوبی برده میشود. امروزه بخش بزرگی از آثار منتج به حفظ كيان و هويت ايرانيان مرهون تلاش ايرانيان فرهيختهای است كه در طول سالهای گذشته به دلايل متعدد بيرون از كشور زندگی میكنند. اهتمام جدی دولت در رفع موانع گريزاننده و همچنين ایجاد شرايط جذب ايرانيان صاحب دانش و ثروت يا سرمايههای انسانی و مالی میتواند زمينه بهرهگيری از اين امكانات در بهبود اقتصاد و زيربناهای توسعهای كشور را فراهم نمايد. بی ترديد اين فرايند نشانه های تاريخی محكمی خواهد بود از اينكه متوليان حوزه سياست و تصميمگيران دولتی براثر غفلت و پخمكی؛ توانايی جذب اين لشكر توسعه را نداشتند.
اگرچه تضادهای ميان سنت و مدرنيزم در ايران به سالهای عصر ناصری در دوره قاحار باز میگردد ولی اوج و فرازيابی اين پارادوكس ها در دو دوره مشروطه و انقلاب ۵۷ قابل رديابی است. واكنشهای رويارويی متوليان سنت و مدرنيزم با وجود تشابهات ، دارای تفاوتهايی نيز بودند كه عامل تمييز ميان آنها شده و جريانات و رويكردهای متعددی را سبب ساز شده است.مروری بر آنچه كه در تاريخ تحولات فكری در جامعه ايران گذشته است گويای بروز ٤ رويكرد مختلف میباشد. نخست سنتگرايی مبتنی بر ناسيوناليزم و ايرانیگرايی. دوم سنتگرايی مبتنی بر اسلاميزم و شيعهگری. سوم نوگرايی متكی بر ليبراليزم و غربگرايی. و در نهايت نوگرايی متكی بر سوسياليزم و شرقگرايی. در اين نوشتار به بررسی اهم رويكردها و شناسايی برخی شخصيتها و جريانات فكری و سياسی ايران معاصر بر اساس اين نحله ها ميبردازيم:
الف) سنتگرايی: ناسيوناليزم و ايرانیگرايی
با وحوديكه از ديرباز و از زمان هحوم قوم عرب و ورود اسلام به ايران بديده ايرانیگرايی زمينه بروز يافته است ولی با اوحگيری رويارويی فرهنگ ملی با فراوردهها و نمادها و نهادهای فرهنگی ساير ملل در برخی برهه های تاريخی ميتوان نشانههايی از ايرانیگرايی را نيز بازجست. اين رويكرد بويژه در سالهای بعد از انقلاب ايران در سال ۵۷ شدت بيشتری بخود گرفته است. برخی شاخصهای اصلی اين رويكرد عبارتند از:۱. استناد به تمدن ايران باستان و مدنيت ديرينه و نهادينه ايرانی كه با تهاحم اعراب دستخوش آسيب های جدی شد.۲. فارسیگرايی و تلاش برای حفظ زبان و ادبيات فارسی و عربی زدايی از متن فرهنگ و جامعه.۳. باز شناسی و احيای انديشه و فلسفه ايرانی زرتشتیگری و آيين سكولار آن.٤. تلاش برای حفظ آثار و نمادها و سنن ايرانی در قالب قوميتهای مختلف.۵. حمايت از نظام و ساختار سياسی سلطنتی و پادشاهی.٦. تمايل ناگزير به مدارا و همزيستی فرهنگی با برخی از نمادها و نهادهای فرهنگی بيگانه خواه اسلامی و خواه غربی (در بين ميانهروها).در اين رويكرد دو حريان فرعی نيز قابل شناسايی است كه يكی با تندروی به دنبال ناسيوناليزم ايرانی با اندكی گرايش به نوگرايی از نوع ليبراليستی از يكسو و تلاش برای اسلامزدايی از سوی ديگر با برخوردهای افراطی ميل می كند و جريان ديگر با ميانهروی در تلاش برای به خدمت گرفتن برخی نمادهای اسلام و مدرنيزم در مسير تحقق آرمانهای ملیخواهانه است. با قدری تسامح ميتوان برخی گرايشهای ناسيوناليستی افراطی نظير انديشه رهبران فكری احزاب رستاخيز و ايران نوين در طول دوره بهلوی دوم را از نوع اول و انديشه جبهه ملیها به رهبری مصدق را از نوع دوم ناسيوناليزم ايرانی برشمرد.
ب) سنتگرايی: بنيادگرايی اسلامی و شيعهگری
انديشه تحكيم نمادها و نهادهای اسلامی از همان بدو ظهور دين اسلام در بين پيروان نخستين آن يكی از اسباب اصلی جنگاوری و ستيزهها و كشورگشايی های اعراب مسلمان بود. تقابل ايرانيان نيز در طول سالهای نخست هجوم اعراب به ايران و دو قرن سكوت يا به تعبيری مقاومت در جذب فرهنگ مهاجم نيز گرايش به سلطهرانی در ميان اسلامگرايان را نيز تشديد كرد. در سالهای تسلط انديشه اسلامی در جامعه ايران بويژه از زمان صفويه به اينسو ميزان همزيستی ميان اين دو فرهنگ قوت بيشتری بخود گرفت. اما از سده اخير با ورود نمادهای فرهنگ غرب و شرق با انديشه و روشهای ديگری از جهانبينی و پاسخگويی به سئوالات جامعهشناختی- معرفتشناختی و هستیشناسی با طيف وسيعی از گرايشهای ليبراليستی و سوسياليستی جريان بنيادگرايی اسلامی نيز رو به گسترش نهاد. وقوع انقلاب اسلامی ۵۷ در آستانه ورود به هزاره سوم ميلادی و شدتيابی تحولات روزافزون علمی و فنی را میتوان در ادامه همان رويارويی مورد ارزيابی قرار داد كه در مطلبی ديگر بدان برداختهام (از كيست كه بر ماست: ايران امروز). مهمترين شاخصهای اين رويكرد به شرح زير است:۱. تفاخر و برتریطلبی دينی و بیارزش دانستن فرهنگ و باورداشتهای ايرانی و زرتشتی در مقايسه با اسلام.۲. انزجار از نظام سلطنتی و جايگزينی آن با خلافت امامت و ولايت بر امت با احكام فقهی و قضايی خاص خود.۳. عربیگرايی در متون و ادبيات ملی و تلاش برای تخفيف سنن ايرانی در كنار سنن اسلامی.٤. ضديت با انديشه ملیگرايی و تاكيد بر باورهای جهان وطنی و امت اسلامی بجای ملت ايرانی.۵. ايدئولوژيك كردن ساختارهای اعتقادی- سياسی- اجتماعی و فكری بر اساس معرفت دينی افراطی در شيعهگری.٦. تساهل مصلحتگرايانه با برخی از نمادهای سنتی ايرانیگرا و نوگرايی از نوع غربی و ليبراليستی (از سوی ميانهروها) ۷. ستيز با انديشه لائيسيزم و سكولاريزم در نوگرايی غربی و ماترياليزم در نوگرايی شرقی يا سوسياليستی.